طبیعت گردی یعنی دوری از هیاهوی شهر و دنیای صنعتی… و شنیدن صدای پای آب، صدای پرندگان و صدای نسیمی که لابلای شاخههای درختان میپیچد…
طبیعتگردی یعنی تماشای آسمان شب و ستارگانی که در شهر از دیدنشان محروم هستیم… و گوش سپردن به صدای مرغ حق و مرغ سحر…
طبیعتگردی یعنی دیدن شکوه و زیبایی اُرسهایی که در شکاف صخرهها ریشه دوانیدهاند…
طبیعتگردی یعنی چشیدن طعم پاکی و طراوت چشمهها…
طبیعتگردی یعنی فرصتی برای کودک کنجکاو درون، تا فارغ از روزمرگیها و عادتها، از کشف شگفتیهای کوچک و بزرگ طبیعت به وجد آید…
طبیعتگردی یعنی پناه بردن به آغوش مادر طبیعت…
به سراغ طبیعت اگر می رویم؛ نرم و آهسته برویم!…
بزمها، بلندگوها و سرگرمیهای پر هیاهوی شهری را با خود به دامان طبیعت نبریم و آنها را به مکانی و زمانی مناسب موکول کنیم!
خود و دیگران را از درک و لمس طبیعت و آرامش آن محروم نکنیم!
طبیعت جای زباله و ناپاکی نیست، طبیعت را ارج نهیم و پاس بداریم!
